! l'Amour est un soleil

مطالب مرتبط

Sophie Hannah

آخرین جستجوها

من از اینجا خواهم رفت و فرقی هم نمی کند فانوسی داشته باشم یا نه کسی که می گریزد از گم شدن نمی ترسد Sophie Hannah

نمایش ادامه مطلب


دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش می داری آن حس و حالتی است که در واژه ی عام و عادی خوشبختی نمی گنجد...سلوکمحمود دولت آبادی

نمایش ادامه مطلب


ﯾﻮﺳﻒ ( ﻉ ) ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﻫﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ٬ﺍﻣﺎﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺧﺪﺍ ﻭﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺍﻭ ﺣﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﻮﯼﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺩﻭﯾﺪ ﻭﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﻫﺎ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺑﺎﺯ ﺷﺪ ..." ﺍﮔﺮ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺭﻭﯾﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻧﺪ٬...ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺪﻭ ٬ﭼﻮﻥ ﺧﺪﺍﯼ ﺗﻮ ﻭﯾﻮﺳﻒ ﯾﮑﯿﺴﺖ ."

نمایش ادامه مطلب


خدا گفت به دنیایتان می‌آورم تا عاشق شوید. آزمونتان تنها همین است: عشق و هرکه عاشق‌تر آمد نزدیک تر است. پس نزدیکتر آیید. نزدیکتر. عشق کمند من است. کمندی که شما را پیش من می‌آورد، کمندم را بگیرید. و لیلی کمند خدا را گرفت خدا گفت: عشق فرصت گفتگوست. گفتگو با من با من گفتگو کنید. و لیلی تمام کلمه‌هایش را به خدا داد. لیلی هم صحبت خدا شد. خدا گفت: عشق همان نام من است که مشتی خاک را بدل به نور کرد. و لیلی مشتی نور شد در دستان خداوند. عرفان نظرآهاری

نمایش ادامه مطلب


تمام اصل های حقوق بشر را خواندم و جای یک اصل را خالی یافتم و اصل دیگری را به آن افزودم عزیز من اصل سی و یکم : هرانسانی حق دارد هر کسی را که خودش می خواهد دوست داشته باشد . پابلو نرودا

نمایش ادامه مطلب


فریب شیطان

  دیروز شیطان را دیدم    در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ؛    فریب می فروخت!!   مردم دورش جمع شده بودند،هیاهو میکردند،هول میدادند و بیشتر میخواستند  

نمایش ادامه مطلب


عجب صبری خدا دارداگر من جای او بودم که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه رنگینزمین و آسمان را واژگون ، مستانه میکردم ..._معینی کرمانشاهی

نمایش ادامه مطلب


می خواهم بی خیال باشم اما نمی توانم ناله ی گربه مقاومتم را می شکند در را باز می کنم به خانه می خزد میان برف و زوزه ی باد او به خانه ام می آید و سگی از درونم بیرون می رود. رسول یونان

نمایش ادامه مطلب


چیزی بسان نورشاید شبیه خیسی شبنم، به روی برگیا رد پای شاپرکی، در هوای صبحگویی میان سینه من ، جای کرده است...عطری مشام جان مرا مست می‌کندنوری دو چشم عاشق من را، ربوده استدیگر هوای این دل من، جور دیگری ستدل را قرار نیستدل داده‌ام ز دست

نمایش ادامه مطلب


عشق راهی است برای بازگشت به خانه . . .

عشقراهی‌ست برای بازگشت به خانهبعد از کاربعد از جنگبعد از زندانبعد از سفربعد از …من فکر می‌کنمفقط عشق می‌تواندپایان رنج‌ها باشدبه همین خاطرهمیشه آوازهای عاشقانه می‌خوانممن همان سربازمکه در وسط میدان جنگمحبوبش را فراموش نکرده است رسول یونان

نمایش ادامه مطلب


اگر تو نباشی

هرشب خواب می بینم سقوط می کنم از یک آسمانخراش و تو از لبه آن خم می شوی و دستم را می گیری سقوط می کنم هرشب از بام شب و اگر تو نباشی که دستم را بگیری بدون شک صبحگاه جنازه ام را در اعماق دره ها پیدا می کنند... رسول یونان

نمایش ادامه مطلب


آتشی که نمى سوزاند" ابراهیم " را و چاقویی که سر نمیبرد " اسماعیل " را و دریایى که غرق نمی کند" موسى " را کودکی که مادرش او را به دست موجهاى " نیل " می سپارد تا برسد به خانه ی تشنه به خونش

نمایش ادامه مطلب


غصه هم ، خواهد رفت

نه تو می مانی نه اندوه و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود ، قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم ، خواهد رفت

نمایش ادامه مطلب


تو می‌مانی

نمی‌میرد دلی کز عشق می‌گویدو دستانی که در قلبی، نهال مهر می‌کارد نمی‌خوابد دو چشم عاشق نور و طلوع روشن فرداو خاموشی ندارد، آن لبان آشنا، با ذکر خوبی‌ها

نمایش ادامه مطلب


 وقتی کسی در کنارت هست، خوب نگاهش کن به تمام جزییاتش... به لبخند بین حرف هایش... به سبک ادای کلماتش، به شیوه ی راه رفتنش، نشستنش... به چشم هایش خیره شو... دست هایش را به حافظه ات بسپار... گاهی آدم ها... انقدر سریع میروند، که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند...

نمایش ادامه مطلب


تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم تو را به خاطر عطر نان گرم براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

نمایش ادامه مطلب


بعضی از آدمها را باید چند بار خواند تا معنی آنها را فهمید وبعضی از آدمها را باید نخوانده دور انداخت.بعضی آدمها جلد زرکوب دارند٬ بعضی جلد ضخیم،... بعضی جلد نازک وبعضی اصلا جلد ندارند.بعضی آدمها با کاغذ کاهی نا مرغوب چاپ می شوند وبعضی با کاغذ خارجی.

نمایش ادامه مطلب


یاد من باشد...

یاد من باشد فردا دم صبح به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم و به انگشت نخی خواهم بستتا فراموش، نگردد فردازندگی شیرین است، زندگی باید کرد

نمایش ادامه مطلب


نامهربانی.. مشکلات.. درد.. دوری.. شکست.. نامیدی.. سکوت و...

نمایش ادامه مطلب


عده ای مثل قرص جوشانند، در لیوان آب که بیندازیشان طوری غلیان کرده و کف می کنند که سَر می روند اما کافی ست کمی صبر کنی، بعد می بینی که از نصف لیوان هم کمتر هستند...

نمایش ادامه مطلب


جدیدترین مطالب منتشر شده

تبلیغات