! l'Amour est un soleil : بدون عنوان | بلاگ

! l'Amour est un soleil : بدون عنوان

تعرفه تبلیغات در سایت

هر بار که مسافری می آید ،کاروانسرا را چراغان می کنم و روغن دان قندیل ها را پر از عشق
هر بار دل می بندم و هر بار فراموش می کنم که مسافر برای رفتن آمده است
نمی گذارد
نمی گذارد که درنگ هیچ مسافری طولانی شود
بیرونش می کند و من هر بار در کاروانسرای قلبم می گریم
غیور است و چشم دیدن هیچ مهمانی را ندارد
همه جا را برای خودش می خواهد همه حجره ها را خالی خالی
.....
و روزی که دیگر هیچ مسافری در کاروانسرا نباشد او داخل می شود
با صلابت و سنگین و سخت
آن روز دیوار ها فرو خواهد ریخت و قندیل ها آتش خواهد گرفت
و آن روز ،آن روز که او تنها مهمان مقیم من باشد ،کاروانسرا ویران خواهد شد
آن روز دیگر نه قلبی خواهد ماند و نه کاروانسرایی
...
نویسنده : mahshid بازدید : 494 تاريخ : يکشنبه 18 فروردين 1392 ساعت: 5:38 PM

آرشیو مطالب

نظر سنجی

Quele est la plus belle langue du monde

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :