خرید بک لینک

 

دیروز شیطان را دیدم 

 

در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود ؛ 

 

فریب می فروخت!!

 

مردم دورش جمع شده بودند،هیاهو میکردند،هول میدادند و بیشتر میخواستند

 

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: سه شنبه 24 دی 1392 ساعت: 3:11 PM

عشق
راهیست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از …
من فکر میکنم
فقط عشق میتواند
پایان رنجها باشد
به همین خاطر
همیشه آوازهای عاشقانه میخوانم
من همان سربازم
که در وسط میدان جنگ
محبوبش را فراموش نکرده است

رسول یونان

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: دوشنبه 4 آذر 1392 ساعت: 6:52 PM

هرشب خواب می بینم

سقوط می کنم از یک آسمانخراش

و تو از لبه آن

خم می شوی و

دستم را می گیری

سقوط می کنم هرشب

از بام شب

و اگر تو نباشی

که دستم را بگیری

بدون شک

صبحگاه

جنازه ام را

در اعماق دره ها پیدا می کنند...

رسول یونان

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: دوشنبه 20 آبان 1392 ساعت: 2:28 PM


نه تو می مانی

نه اندوه

و نه ، هیچ یک از مردم این آبادی

به حباب نگران لب یک رود ، قسم

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

غصه هم ، خواهد رفت

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: پنجشنبه 9 آبان 1392 ساعت: 3:51 PM

نمیمیرد دلی کز عشق میگوید
و دستانی که در قلبی، نهال مهر میکارد

نمیخوابد دو چشم عاشق نور و طلوع روشن فردا
و خاموشی ندارد، آن لبان آشنا، با ذکر خوبیها

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: جمعه 26 مهر 1392 ساعت: 5:36 PM

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

براي برفي که آب مي شود دوست مي دارم

تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم

تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: چهارشنبه 24 مهر 1392 ساعت: 2:10 PM


یاد من باشد فردا دم صبح

به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا

زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: يکشنبه 21 مهر 1392 ساعت: 12:53 AM

He loves you because He created you. Have you ever watched a mother and father ooh and ahh over their newbo baby? Newbo babies can be just about the ugliest creatures on earth. But not to the parents.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: چهارشنبه 10 مهر 1392 ساعت: 1:51 PM

 

به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست

خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست

به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست

خدا در قلبی است که برای تو می تپد

خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آن جاست

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت: 4:42 PM

 

همه چیز گاه اگر کمی تیره مینماید...

باز روشن می شود زود.

تنها فراموش مکن این حقیقتی است :

بارانی باید تا که رنگین کمانی بر آید

و لیموهایی ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود

و گاه روزهایی در زحمت تا که از ما انسانهایی تواناتر بسازد.

خورشید دوباره خواهد درخشید زود...

خواهی دید.

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: سه شنبه 2 مهر 1392 ساعت: 4:35 PM

 

چه قدر ساده و آرام

چه قدر صبور و صمیمی

تو در من آمیختی

باور کن تو را در اولین نماز نخوانده جستجو کردم

که هنوز به قنوت گریه نرسیده سلامم دادی

بعد من ماندم و دستان پر دعایی

که به آسمان پر استجابت چشمانت آویخته شد

اصلا بیا و تو بگو

تو بگو کدامین سو قبله ی من است!؟

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: پنجشنبه 28 شهريور 1392 ساعت: 3:41 PM

 

ای خدای تنهایی

آن زمان که همگان به انسان پشت می کنند

تنها حضور تو .... تنهایی را طراوت می بخشد

خودت را از ما دریغ نکن......

خدایا !

دل ما را از آن خودت و چشم ما را نگران خودت کن...

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: پنجشنبه 28 شهريور 1392 ساعت: 3:27 PM

روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد، شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله را تماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقف شد و به نظر رسید که خسته شده و دیگر نمیتواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص خواست به پروانه کمک کند و با یک قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: پنجشنبه 14 شهريور 1392 ساعت: 3:28 PM

خداوند گفت : دیگر پیامبری مبعوث نخواهم فرستاد ، ان گونه که شما انتظار دارید اما جهان هرگز بی پیامبر نخواهد ماند. وآنگاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد.
پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند.
وخدا گفت اگر بدانید حتی با آواز پرنده ای
می توان رستگار شد.
ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: جمعه 18 مرداد 1392 ساعت: 1:01 PM

از خدا پرسيدم: خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟ خدا جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو .ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .شک هايت را باور نکن و هيچ گاه به باورهايت شک نکن .زندگي شگفت انگيز است فقط اگر بدانيد که چطور زندگي کنيد مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی !حتی برای یک نفر. مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی. كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را ! بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی .موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن. فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست!!!

برچسب: نویسنده: mahshid تاريخ: يکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت: 1:36 PM

صفحه بندی